احمد بن محمد حسينى اردكانى

403

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

مقاله پنجم در ذكر نبات و در آن شش فصل است فصل اول در بيان وجود ماهيت و حدّ نفس ببايد دانست كه موادّ جسمانيه اگر چه در ظلمت و كثافت و برودت به اقصى الغايه رسيده‌اند ، امّا از قبول استكمال به تأثير مبدأ فعّال ، مانند تأثير اشعّهء كواكب خصوصا شمس ، ابا و امتناع ندارند ، و از شأن آنها هست كه به اكتساب نضج و اعتدال مادّهء اغذيه و أقوات مهيّاى قبول نشوء و حيات گردند . و اوّل چيزى از آثار حيات را كه قبول مىكند حيات تغذيه و نشو و نما و توليد است ، و بعد از آن حيات حس و حركت ، و بعد از آن حيات ادراك و تميز . و براى هر يك از انواع حيات صورت كماليّه هست كه به آن صورت آثار آن حيات بر مادّه افاضه مىشود به واسطهء قواى خادمه . و آن صورت را [ 346 ] نفس مىنامند . و ادناى آنها نفس نباتيّه است ، و اوسط نفس حيوانيّه ، و اشرف نفس ناطقه . و براى نفوس ثلاث معنى مشترك ذاتى و حدّى جامع است . و مقصود در اين فصل برهان بر وجود مطلق آن و ذكر حدّ آن است . و برهان بر وجودش آن است كه اجسامى را مشاهده مىكنيم كه آثارى از آنها صادر مىشود كه بر وتيرهء واحده نيست بدون اراده ، مانند حسّ و حركت و تغذيه و تنميه و توليد مثل . و مبدأ اين آثار مادّهء أولى نمىتواند بود ، زيرا كه قابل محض است ، و جهت فعل و تأثير در آن نيست . و صورت جسميّه مشتركهء در جميع اجسام نيز نمىتواند بود ، زيرا كه در همهء اجسام اين آثار يافت نمىشود ، و صدور اين افعال از اين اجسام گاهى هست و گاهى نيست ، پس در اين اجسام مبادى غير از جسميّت آنها خواهد بود . و آن مبادى اجسام نمىتوانند بود ، زيرا كه محذور مذكور عود مىكند ، پس قوّه‌اى خواهد بود متعلّق به آن اجسام . و در فنّ الهى